به گزارش سراج24،احمد پورنجاتی فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با روزنامه اصلاح طلب اعتماد در مورد تئوریسینهای جریان اصلاحات میگوید: تمام افراد اصلاحطلبی که الان شما حتی به عنوان تئوریسین اصلاحات میشناسید در شکلدهی سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی کشور نقش داشتهاند.
وی به سوابق حجاریان، آرمین و تاجزاده اشاره میکند و میگوید: آقای حجاریان تئوریسین دیروز و امروز اصلاحات ما است و بسیار هم عزیز است، ایشان در دفتر اطلاعات و تحقیقات نخستوزیری بوده است که کار اطلاعاتی میکرد و در شکلگیری وزارت اطلاعات حضور داشت. محسن آرمین و بهزاد نبوی سپاهی بودند. مصطفی تاجزاده که مدیرکل بخش فرهنگی اما ممیزی انجام میداد.
تا جایی که من احساس میکنم ارتباط حمایتی و تعاملی جدی جریان اصلاحطلب با تمام تفاوت طیفبندیهایش با آقای روحانی و برنامهها و سیاستهایی که دارد، وجود دارد. این یک امر موقتی نیست و پایدار است. تعبیرم این است که پایگاه اجتماعی آقای روحانی ائتلافی است. از آن خودش نیست ولی در اختیار او قرار داده شده است تا پایان دورهیی که خواهد بود.
پورنجاتی در ادامه و در جواب به این سوال که آیا تلاش روحانی برای ایجاد پایگاه اختصاصی اعتدال به نتیجه میرسد یا خیر، میگوید: برخلاف برخی اطرافیان آقای روحانی که به دنبال پایگاهسازی بودند و مدل جبهه مشارکت در زمان آقای خاتمی را خیال میکردند این اتفاق هنوز نیفتاده است. آقای خاتمی برآمده از پایگاه اجتماعی بود نه اینکه او ایجادکننده آن پایگاه باشد. این طور نیست که هر روز فراتر از سقف آنچه خود آقای روحانی اعلام کرده است و اصلا حمایتها مبتنی بر آن اتفاق افتاده است مطالباتی دنبال شود.
در هیچ بخشی از جریان حامی آقای روحانی چه اصلاحطلبان، چه آقای هاشمی و چه آقای خاتمی این موضوع دنبال نشده است. به همین دلیل توسط اصلاحطلبان عبور از روحانی وجود ندارد با اطلاعی که من دارم و با واقعیتی که من میبینم. میخواهم آب پاکی روی دست افراد آن طرف که تلاش میکنند چنین چیزی را از موضوع نشان دهند ریخته باشم. حتی موضوعاتی مثل ایجاد تشکلهایی که نامشان اخیرا مطرح میشود اساسا بر کر به وجد آمده و نشان داده شده توسط اصلاحطلبان خدشهیی وارد خواهد کرد.
عضو جمعیت دفاع از ارزشها درباره تشکل اصلاحطلب ندا میگوید: برداشت شخصی من این است که این جریان یک جریان هدایت شدهیی نبوده است. ما نباید خیلی زود برچسب بزنیم. ممکن است از نظر بخشی از حاکمیت متضمن مقاصدی باشد ولی ما بیجهت نباید این طور تعبیر کنیم.
ما باید به نتایج و پیامدها توجه کنیم که اگر خارج از چارچوب جریان عمومی رهبری اصلاحات باشد ممکن است مورد بهرهبرداری و سوءاستفاده قرار بگیرد، باید چنین مراقبتی باشد که خوشبختانه هم میبینم بعضی از دوستان موسس ندا به این نکته توجه کردند و این نگرانی از این موضوع موجب تامل بیشتری هم شد.
من احساس میکنم که ما نیازی نداریم. ما تکثر به اندازه کافی داریم. آنچه مهم است این است که این تواناییها اگر بخواهد به کار گرفته شود، بستر آن وجود دارد. اگر کسی بتواند با حفظ مواضع اصلاحطلبانه به ذوب یخها کمک کند، خب اینکار را انجام دهد. نیازی به نمایش نیست.
نیازی به تابلو ندارد. مهم این است که ببینیم در عمل آیا چنین اتفاقی با حفظ مواضع اصلاحطلبانه میافتد یا خیر؟ و نباید با اساس نگاه اصلاحطلبان در تضاد باشد. من فکر میکنم خیلی نیازی هم به این تشکل نبود و دوستان میتوانستند از ظرفیتهای موجود استفاده کنند.
یکی از اشکالات همین است. تجربه تکثر بدون محتوای واقعی فقط گستره سیبل را برای حریف ایجاد میکند و این گستره را زیاد میکند. حتی اگر به نوعی هم احساس خویشاوندی از خود نشان دهند به هر حال به ابزاری برای تضعیف کلیت جریان تبدیل میشوند.
انتهای پیام/



